بابا مجتبیبابا مجتبی، تا این لحظه: 41 سال و 7 ماه و 24 روز سن داره
مامان زهرامامان زهرا، تا این لحظه: 34 سال و 8 ماه و 10 روز سن داره
زندگی مازندگی ما، تا این لحظه: 12 سال و 5 ماه و 24 روز سن داره

ارمغانِ بهشت

11w - 1d

1395/11/29 2:29
نویسنده : ارمغان بهشت
399 بازدید
اشتراک گذاری

سلام میوه بهشتم

ان شاالله که حالت خوب باشه عزیزکم

چند روزه حس می کنم حالم بهتره ، نمی دونم اون تو چی می گذره اما به خدا توکل کردم.

بابایی تون همش میاد و دست می ذاره روی دلم و باهاتون حرف میزنه محبت میگه بابایی مراقب مامانت باش، خودت اونجا رو مدیریت کن خندونکمحبت میگه منم می خوام باهاش حرف بزنممممم صب تا شب پیش توه خنده

عاشقشما خنده

فقط ... یکم زندگی با این روال سخته غمناک همسری خیلی اهل گردش و مهمونیه، و منم با این وضع نه می تونم مهمونی و تفریح برم نه دلم میاد همش به همسری بگم نمیتونم! غمگین

خدایا به حق این شب عزیز، به حق مادر سادات گریه به حق این روزا مشکل تمام بیمارا رو حل کن مشکل منم حل کن گریه

 

خدایا این شرایط باعث شد بیشتر بهت نزدیک بشم و فعلا از فکر سیسمونی و ... در بیام

خدایا این نگرانیا رو ازم دور کن غمگین

 

راستی اون شب رفتم هیئت و اینکهه اون داخل چی شد رو نمی دونم اما نه خسته شدم نه دلم درد گرفت و تا شب بعدشم هیچی خون ندیدم

البته از سه شنبه هفته پیش که حالم بد شد دیگه خون ندیدم فقط ترشحات خونی قهوه ای تیره دیدم.

اونم گاهی گاهی

یه چیز دیگه ... عمع جونتون طاقت نیاورد و به پروانه و پریسا گفت خنده اونام خیلی عکس العمل نشون دادن خنده

البته گفتن شادی اصلی مربوط به وقتیه که بدنیا اومد خندونک باششش

خب من دیگه برم بخوابم . نمیدونم چرا خستم!

شبت خوش عزیزم مراقب خودت باش

به خدا سپردمت عزیزکم

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)